موضوعات روان شناسی
وبلاگ
پيوندها
پيوندهاي روزانه
طراح قالب
Design By:ArTNet
Powered By:Blogfa.com
چهارشنبه هجدهم اسفند 1389

در این گروه سنی (به ویژه دو تا چهار سالگی) ، کودکان مقاومت و لجبازی بیشتری نشان می دهند. توصیه می شود که والدین کودکان خود را آماده کنند تا بتوانند به تدریج مسئولیت های جدید و بیشتری را بپذیرند (به تنهایی لباس بپوشند، به تنهایی دست و صورت خود را بشویند، به تنهایی حمام کنند و ...) البته آنها به کمک بزرگترها نیاز دارند ولی می توانند بیشتر کارهای روزانه خود را انجام دهند.

بازیگوشی کردن کودک نوعی جلب توجه والدین و تقاضای محبت بیشتر است.

زمانی که به کودک اجازه می دهیم مهارت های جدیدی را بیاموزد و به شیوه زندگی تازه ای قدم بگذارد، با مشکلات تازه ای نیز رو به رو خواهیم شد زیرا کسب مهارت های جدید با دشواری های مخصوص به خود همراه است.

در این گروه سنی، کودکان نمی توانند سرعت عمل داشته باشند. زمان بندی و تنظیم یک برنامه روزانه فشرده برای آنان مفهومی نخواهد داشت. بازیگوشی کودکان راهی غیر مستقیم است برای جلب توجه والدین، یاری خواستن از آنان و تقاضای محبت بیشتر.

اگر فرزند شما تقاضای کمک می کند ، بهتر است به جای این که او را وادار کنید که کارش را انجام دهد به او کمک کنید ؛ اما مراقب باشید! آیا او به کمک شما نیاز دارد؟ به طور مثال اگر فرزند چهار تا شش ساله شما برای بستن بند کفش خود از شما کمک می خواهد به او کمک کنید ؛ اما اگر روی صندلی نشسته و از شما می خواهد که کفش او را برایش ببرید تا بپوشد ، تسلیم نشوید، حتی اگر وضعیت را بدتر کند. زیرا در مدت کوتاهی او به کودکی تنبل و وابسته به شما تبدیل خواهد شد.

راه حل دیگری که برای حل مسئله بازیگوشی کودکان مطرح می شود این است که وقت بیشتری در اختیارشان بگذارید تا  کارهای روزانه را به موقع انجام دهند. اگر لازم است می توانید یک جدول مصور تهیه کنید. تصاویری از کارهایی که از صبح تا شب باید انجام دهد تهیه کنید. مثل لباس پوشیدن، غذا خوردن، مسواک زدن، کتاب خواندن و ... و روی یک پوستر بزرگ بچسبانید. می توانید از فرزند خود عکس بگیرید و آنها را در جدول مصور بچسبانید. در یک طرف جدول عکس ماه و ستاره بچسبانید که شب را نشان بدهد و در طرف دیگر عکس خورشید را بچسبانید تا نشان دهنده ی  صبح و کارهای مخصوص به آن باشد. روزهای اول که کودک به جدول نگاه می کند ممکن است کمی گیج شود اما به تدریج با مسئولیت های خود آشنا خواهد شد. می توانید شب قبل لباس های او را مرتب کنید. در این مرحله باز هم بر تحسین کردن و جایزه دادن تأکید می کنیم. بداخلاقی و ترشرویی والدین تأثیر خوبی نخواهد گذاشت.

مهمترین نکته ای که والدین باید به آن توجه کنند این است که انجام کارهای روزانه و مسئولیت های جزئی، بخش اصلی زندگی یک کودک چهار تا شش ساله را تشکیل نمی دهند بلکه بازی کردن، جالب توجه ترین بخش زندگی او به شمار می رود. او از بازی کردن با کودکان دیگر، و با کسانی که به چیزهایی نیاز دارند که او نیاز دارد، و چیزهایی را دوست می دارند که او دوست دارد لذت می برد. بازی کردن با کودکان دیگر در این سن بسیار با اهمیت است.

همیشه به خاطر داشته باشید که کودک به خودی خود از احساسات همسن و سال های خود اطلاعی ندارد، نیاز به همکاری و همدردی و کمک به آنان را درک نمی کند ؛ او باید این نوع مهارت ها را از بزرگترها بیاموزد. مهارت هایی که به او کمک می کند تا به یک موجود اجتماعی تبدیل شود. در این بخش هم تشویق و تحسین کودک راه مناسبی برای آموزش مهارت هاست. کودک نیاز به راهنمایی های شما و تمرین بیشتر دارد.

همکاری کردن با دیگران، رعایت نوبت در بازی ها و رفتار عادلانه داشتن و حفظ آرامش ، مهارت هایی هستند که باید یاد گرفت و تنها یک اشاره کوچک شما کافیست ؛ ولی باید صبر کنید و تمرین داشته باشید تا به نتایج مطلوب برسید.

تا سن پنج سالگی، کودکان می توانند مهارت های پایه را برای بازی های کودکانه یاد بگیرند، به ویژه آنان که از سال های قبل با بچه های هم سن و سال خود بازی می کردند . در هر صورت همه ی آموزش ها نیاز به فرصت کافی دارند.

گفتار پایانی

اغلب والدین امروزی، احساسات خود را مانند اضطراب داشتن، نگران بودن، عجله داشتن و ... در رفتار با کودکان خود منعکس می سازند. بیشتر والدین توقع دارند که فرزندانشان پیش از آنکه آمادگی کافی را کسب نمایند فرد مسئولی باشند. از فرزندانشان می خواهند که خوش اخلاق و مؤدب باشند، با بچه های دیگر مشغول بازی شوند، همکاری داشته باشند، مفید باشند، سریع راه بروند، سریع صحبت کنند و ... و بالاخره به سرعت رشد کنند و بزرگ شوند.

در حالی که کسب همه مهارت های فوق نیاز به فرصت کافی دارند. دانشمندان معتقدند که بزرگ شدن فرآیندی آرام تر و پربارتر از آن چیزی است که واقعاً هست.

بهتر است که فشارها را از روی فرزندانمان برداریم و به آنها فرصت کافی بدهیم تا بتوانند به آرامی و با کاردانی در مراحل رشد خود قدم بردارند.

منبع : سايت تبيان

نقش مهدکودک را در تربیت کودکان جدی بگیریم

انسان موجودی اجتماعی است، از زمان تولد تا واپسین دم حیات نیازمند دیگران است. در جامعه زندگی می کند، از آن تأثیر می پذیرد و بر آن تأثیر می گذارد.

کانون خانواده ، نخستین نهاد اجتماعی است که کودک در آن پرورش می یابد و می آموزد که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشد.

در محیط های اجتماعی نظیر مهدکودک، نهادهای دیگری به جز خانواده  در آموزش هنجارها و ارزش ها به فرزندان دخالت دارند و با افزایش سن کودک به مرور از نقش خانواده ها کاسته و بر نقش این کانون ها در الگو دهی به شخصیت کودک افزوده می شودمهدکودک ، برای بچه ها عموماً جذابیتی بیش از خانه و خانواده  دارد و نیز نقشی بسیار اساسی و مهم در تربیت کودکان  ایفا می کند.

بنابراین برای به ثمر نشستن این نهال های ترد و شکننده و کمک به رشدِ صحیح آنان باید محیطی امن و عاری از هر انحرافی برای تربیت آنان فراهم ساخت.

 تأثیرپذیری کودکان در مهد به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است. اگر مربیان، افرادی آموزش دیده، کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند.

بسیاری از کودکان با رشد روزافزون تعداد مادران شاغل، بیش از نیمی از روز خود را در مهدها سپری می سازند و رفتارها، ارزش ها و الگوهای بسیاری را از این مکان ها کسب می کنند، حال این مربیان و مسئولان مهدها هستند که باید ضمن عنایت به وظیفه خطیر تعلیم و تربیت ، و بهره گیری از شیوه های مثبت و کارآمد، در ساختن نسل آتی کمر همت ببندند.

مهدکودک ها تا چه اندازه در پیمودن این مسیر موفق بوده اند؟

به استناد جدیدترین تحقیقی که تا به حال در مورد مراقبت از کودک صورت گرفته، کودکانی که اوقات خود را دور از مادر و در مهدکودک می گذرانند، پرخاشگرتر می شوند و مدت زمانی را که کودک در مهدکودک می گذراند هر چه طولانی تر باشد، احتمال این که هنگام رسیدن به سن کودکستانی پرخاشگرتر شود بیشتر است.

کودکانی که بیش از 30 ساعت در هفته را در مهدکودک می گذرانند، در ناهنجاری های رفتاری همچون جنگ و دعوا، رذالت، بیرحمی، حمله و نیز رفتارهای نامناسبی چون جدال، پرتوقعی و پرحرفی «نمره بیشتری » می آورند و آموزگاران آمادگی و مادران این کودکان، از آنها به عنوان کودکان تهاجمی، بهانه گیر، نترس، دردسرآفرین و افرادی که باید خواسته هایشان به سرعت عملی شود، یاد می کنند.

محققان هنوز نتوانسته اند دلیل این رفتارها را دقیقاً مشخص کنند اما برخی، علت مشکلات رفتاری این کودکان را خستگی والدین بر اثر کار و عدم توجه به کودک و یا عدم توجه مسئولان مهدکودک ها عنوان می کنند.

در این تحقیق آمده است که اگر می خواهید این گونه رفتارها را تقلیل دهید، بهتر است از مدت زمانی که کودک در مهدکودک می گذراند بکاهید.

از سوی دیگر و بنابر گزارش مؤسسه ملی «بهداشت و توسعه رفتار کودکان»، بچه هایی که بین سال های دوم تا چهارم زندگی در مهدکودک هستند نسبت به سایر کودکان آموزش زبان و حافظه بهتری دارند.

کودکانی که زمان زیادی را در مهدکودک به سر می برند، غمگین و ترسو هستند اما این مشکل تا سن آمادگی از میان خواهد رفت.

از آنجا که رابطه کودک با دوستان و مربیان خود در مهد، دوستانه است تأثیرپذیری و الگوبرداری از آنان در قیاس با محیط خانواده، بیشتر است، زیرا پدر و مادر با حالتی اقناعی و دستوری با کودک رفتار می کنند. او نیز این حالت اجبار و سلطه گری را در خانه احساس می کند، چرا که دریافته است پدر و مادر بزرگتر از او هستند. حتی گاهی اوقات احساس می کند که آنان به دلیل بزرگتر بودن به او زور می گویند، اما احساس کودک در مهد به مربیان و همسالان خود احساسی دوستانه و به دور از اجبار و زور است.

اگر مهدها به مکان هایی جز «محل نگهداری» کودکان تبدیل شوند، به عبارت دیگر به وظیفه اصلی خود که جامعه پذیری و تربیت صحیح کودکان و نه صرف نگهداری از آنان، بدل شوند، نسل کارآمد و شایسته ای را تحویل جامعه خواهند داد.

به اعتقاد مربی مهدکودک، وظیفه مهم این مراکز آشنا کردن کودکان با هنجارها، ارزش های جامعه و آموختن رفتار اجتماعی و نیز آشکار کردن استعدادهای نهفته در آنان است، به طوری که در آینده با ورود به مراکز آموزشی و هنری، این استعدادها هر چه بیشتر بارور شوند.

مهدکودک ها و مراکز پیش دبستانی وظیفه آموزش فعالیت های پیش از دبستان و آماده کردن کودک برای ورود به دبستان را بر عهده دارند.

در مهدکودک، خردسالان با فراگیری نقاشی، شعر، سرود، بازی  و ... با رویدادها و محیط اطراف خود آشنا می شوند.

کودک رفتارهای مورد پذیرش در جامعه را می آموزد. کودکانی که دوران کودکی را در مهد می گذرانند بهتر و راحت تر می توانند با محیط اطراف خود ارتباط برقرار کنند و در ارتباطات اجتماعی خود کمتر به مشکل برخورد می کنند و نسبت به دیگر کودکان به مراتب، جامعه پذیرتر هستند.

برخی از مهدکودک ها برای آرام و یا سرگرم کردن کودکان شیوه های نادرستی را به کار می گیرند که نمی توان بر آنها نام مهدکودک را نهاد. این موارد در مهدهای دولتی و جاهایی که زیر نظر سازمان های دولتی هستند، کمتر دیده می شود و ممکن است احیاناً در مهدهای خصوصی مشاهده شود.

مهد برای کودکان به منزله یک محیط کاملاً صمیمی و دوستانه است. لذا تأثیرپذیری کودکان در مهد به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است. اگر مربیان، افرادی آموزش دیده، کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند.

برخی مهدکودک ها، سالانه چند بار، دوره های آموزشی برای مربیان خود ترتیب می دهند و طی آن شیوه های نوین تربیت را به آنان آموزش می دهند. برعکس در برخی دیگر از مهدکودک ها، رفتار نادرست مربیان با کودکان، زمینه ساز بروز رفتارهای غیراخلاقی از سوی کودکان شده است.

والدین باید در انتخاب مهد دقت بسیار به خرج دهند و کودکان را به دست مهدها و مربیانی بسپارند که اطمینان کافی در مورد نحوه آموزش آنها داشته باشند.

 کودکانی که اوقات خود را دور از مادر و در مهدکودک می گذرانند، پرخاشگرتر می شوند و مدت زمانی را که کودک در مهدکودک می گذراند هر چه طولانی تر باشد، احتمال این که هنگام رسیدن به سن کودکستانی پرخاشگرتر شود بیشتر است.

تعداد مادران خانه دار که کودکان را در مهدها می سپارند، در قیاس با زنان شاغل اندک است. چنین مادرانی برای این که بتوانند با خیالی آسوده در خارج از خانه به کار بپردازند، مجبورند کودک خود را به مهد بسپارند.

برای این که مربیان با تمام وجود در جهت ارتقای سطح تربیتی و آموزشی کودکان گام بردارند، باید میزان مشغولیت های ذهنی آنها را کاهش داد و این وظیفه مدیران و مسئولان مهدکودکهاست که به مشکلات مربیان رسیدگی کنند.

بعضی از مدارس ابتدایی از پذیرفتن کودکانی که قبل از مدرسه اوقات خود را در مهدکودک ها سپری کرده اند، خودداری می کنند چرا که سیاست های آموزشی مهدکودک ها با آنها همسو نیست.

از سوی دیگر مادران شاغل با وجود آگاهی نسبت به وظیفه ی خود از تربیت صحیح  فرزند و گاه علیرغم میل باطنی خویش ناچارند ساعت های طولانی از کودکشان دور باشند . ضمن این که احساس می کنند فرزندانشان در مهد در کنار تربیت اجتماعی ، آموزش های مورد نیاز به ویژه آماده شدن برای ورود به اجتماع مدرسه را می بینند.

به هر حال در شرایط کنونی که نیاز به حضور فعال تر و مؤثرتر زنان در فعالیت های گوناگون اجتماعی به شدت محسوس است، نقش و کارکرد مهدهای کودک در تربیت فرزندان و آموزش اجتماع پذیری به آنان بیش از پیش اهمیت یافته است.

از این رو باید استانداردهای لازم برای فعالیت این اماکن فرهنگی از سوی مسئولان مربوط تعیین و تبیین شود تا از سویی مهدکودک ها ملزم به رعایت این استانداردها برای ادامه فعالیت شوند و از سوی دیگر خانواده ها با آگاهی از ضوابط ، مراکزی مناسب را برای سپردن فرزندانشان شناسایی کنند.    منبع : زن روز

راه حل های خوب برای رفتارهای بد بچه ها ( قسمت اول)

کاربر محترم شما می توانید این مطلب را در سه قسمت مطالعه نمایید.

بچه ها ، موجوداتی لجباز  ، بی ادب ، پرخاشگر ، و یا خودخواه متولد نمی شوند، اینها رفتارهایی اکتسابی هستند. زیرا آنها از این روش ها استفاده می کنند تا هرچه را که می خواهند به دست آورند ، مگر آنکه شما مانع این رفتار در آنها شوید. به کودکتان نشان دهید که شوخی هایش همیشه نتیجه بخش نخواهد بود و به او رفتارهای قابل قبولی را یاد نخواهد داد.

اگر کودک دلبندتان یکی از مشکلات ذکرشده را دارد این مقاله می تواند کمک زیادی به شما بکند. برای شروع کار، دقت کنید که نباید توقع داشته باشید تمام مشکلات را با هم برطرف کنید. باید حداقل سه هفته برای تغییر هر رفتار نادرستی که کودکتان دارد در نظر بگیرید.

-1 زیاده طلبی

به درخواست کودک برای خرید کردن پاسخ منفی دهید و هیچ احساس گناهی نکنید.

ایفای وظایف ، کار چندان آسانی نیست . مواقعی وجود دارد که کودک تصمیم های شما را دوست ندارد، اما برای تربیت  او ، اتخاذ چنین تصمیم هایی لازم است.

اولویت گذاری را به او بیاموزید.

در اعیاد و تولدها از کودکتان بخواهید تا لیستی از هدایای دلخواهش را به ترتیب اولویت تهیه کند، خردسالان می توانند عکس آنها را بکشند.

هنگام پخش آگهی های بازرگانی ، صدای تلویزیون  را کم کنید.

تحقیقات نشان داده است که هر چه بچه ها کمتر آگهی بازرگانی ببینند، خواسته های مادی کمتری خواهند داشت. صدای پیام های بازرگانی را قطع کنید، یا حداقل کودکتان را از سیاست تبلیغات آگاه کنید.

بخشش را به او بیاموزید.

از کودکتان بخواهید تا بخشی از پول  توجیبی اش را به حساب مؤسسه خیریه با انتخاب خودش واریز کند.

بچه ها را تشویق  کنید تا از صمیم قلب، هدایایی را به دیگران ببخشند.

یک سنت خانوادگی را بنا کنید. به این ترتیب هدیه ای را که به دست خود افراد خانواده ساخته شده، به یکدیگر بدهید. این کار باعث می شود بچه ها ، هدایایی را که از روی عشق  و علاقه به آنها داده می شود، تشخیص دهند.

-2 حاضرجوابی 

حقیقت را همان طور که هست بگویید.

- هرگاه از کودک رفتار بی ادبانه ای سرزد، به او تذکر دهید، مثلاً به او بگویید: "وقتی که دارم با تو حرف می زنم ، چشمهایت این طرف و آن طرف می چرخد، این رفتار بی ادبانه ای است، نباید این کار را بکنی."

به کودکتان کم محلی کنید .

- شانه هایتان را بالا بیندازید و از گفتگو با فرزندتان امتناع کنید تا او متوجه اشتباهش شود و از رفتار بی ادبانه اش دست بردارد.

کودک را تشویق کنید تا مؤدب باشد.

- هرگاه متوجه شدید که رفتار مؤدبانه ای از کودکتان سرزد، از او قدردانی کنید، مثلاً بگویید:" از تو متشکرم ، به خاطر این که وقتی داشتم با تو حرف می زدم ، تا این حد مؤدبانه به حرف های من گوش کردی"

-3 ناسزا گویی

لغات زشت و ناپسند را برای بچه ها مشخص کنید و برایشان محدودیت قراردهید.

- مثلاً به او بگویید: وقتی به درستی کلمه ای شک داری ، آن را به زبان نیاور.

دشنام های دیگر را هم که کودکتان در کوچه و مدرسه و جاهای دیگر ممکن است در معرض آنها قرار بگیرد به لیست کلمات ممنوع اضافه کنید تا حرف های زشت و ناپسند را تشخیص دهد.

 توضیح دهید که دشنام دادن، بد است زیرا :

- باعث ناراحت شدن مردم می شود.

- اگر یک بار آن را بگویی، برایت به شکل عادت در می آید و آن گاه این کلمات زشت ممکن است به طور ناخود آگاه ، جلوی پدربزرگ ، مادربزرگ و معلمان و یا والدین دوستانت ، از دهانت خارج شود.

- آدم های خوب، دشنام نمی دهند؛ تو که نمی خواهی مردم گمان کنند که تو آدم بدی هستی؟

معادل های مناسبی را بیابید.

به جای دشنام دادن می توانید ابتکار جالبی به کار ببرید ؛ مثلاً به جای دشنام ها، معادلی مانند آن بیابید که توهین آمیز نباشد. حتی او می تواند لغاتی را برای خودش اختراع و نوآوری کند.

 عصبانی  نشوید و واکنش شدید نشان ندهید.

- وقتی که کودک برای اولین بار، مرتکب خطا می شود عصبانی نشوید، به او بگویید: " ما در این خانواده چنین لغاتی را استفاده نمی کنیم." به بچه های بزرگتر بگویید :" تو به مقررات آشنایی داری ، نمی خواهم آن کلمه را دوباره بشنوم."

-4دروغگویی 

از کودکتان انتظار صداقت و راست گویی داشته باشید.

- به کودکتان بیاموزید که «در خانواده ما همه باید با یکدیگر صادق و راستگو باشند».

توضیح دهید که دروغگویی  غلط و ناپسند است ، چون :

- باعث دردسر شما و رنجاندن دیگران می شود . باعث می شود دیگران کمتر به شما اطمینان کنند.

- دروغگویی می تواند به شکل یک عادت درآید که در آن صورت ترک آن مشکل خواهد بود.

 پرسش های اخلاقی مطرح کنید.

- اگر کودکتان را هنگام دروغگویی،  غافلگیر کردید، پرسیدن سؤال هایی از او می تواند باعث بیداری وجدانش  گردد، مثلاً از او بپرسید: « آیا کار درستی انجام دادی ؟ فکر می کنی علت نگرانی من چیست؟ اگر همه در خانواده همیشه به هم دروغ بگویند، چه اتفاقی می افتد؟»

ادامه دارد ...

راه حل های خوب برای رفتارهای بد بچه ها ( قسمت دوم )

در قسمت قبل راهکارهایی در مورد زیاده طلبی ، حاضر جوابی ، ناسزا گویی و دروغگویی کودکان  مطرح نمودیم اینک در ادامه می خوانیم ...

-5سرکشی

انتظارات خود را تفهیم کنید.

- به کودکتان بفهمانید که لحن صحبتتان جدی است و درخواستتان را باید انجام دهد، مثلاً بگویید: اگر واقعاً برای انجام ندادن آنچه که از تو می خواهم دلیل خوبی داری ، با لحنی مؤدبانه به من بگو.

- هر وقت که کودکتان سعی می کند با شما جر و بحث کند، خواسته خود را لغت به لغت تکرار کنید ، مثلاً بگویید: " شام سر ساعت 6 صرف می شود، تو باید سر ساعت ، سر میز غذا حاضر شوی."

به او کمی آزادی عمل بدهید، مثلاً بگویید : " امروز باید کارهایت را انجام دهی . دوست داری که قبل از شام آن را تمام کنی یا بعد از شام؟"

گاهی با او مدارا کنید:

- ممکن است به کودکتان بگویید:خوب ، تو الان باید تکالیفت را انجام دهی ، اما می بینم که سخت مشغول تمرین بسکتبال هستی ، چطور است تا نیم ساعت دیگر به تمرینت ادامه بدهی، بعد تکالیف را انجام دهی؟

- توضیح دهید که اگر کودکتان کاری را که شما از او می خواهید، انجام ندهد، برای او عواقبی خواهد داشت . او ممکن است هر کـَلـَکی بزند تا نظر شما را عوض کند، اما مقاوم باشید و اجازه ندهید که ترفندهای او در شما اثر کند.

-6نق زدن

واکنش هایتان را در مقابل رفتار کودکتان عملاً نشان دهید .

- ممکن است نق زدن طوری برای او عادت شده باشد که حتی خودش هم از صدای آزار دهنده خود، خبر نداشته باشد. به او تفاوت بین صدای نق زدن و یک لحن عادی صحبت کردن را نشان دهید.

هیچ بردباری از خود نشان ندهید:

وقتی فرزندتان برای اولین بار نق زد قاطعانه به او بگویید:" ساکت شو، نمی خواهم صدای نق زدنت را بشنوم، لطفاً هرچه می خواهی با لحنی آرام و قشنگ به من بگو." بعد برگردید و اعتنایی به او نکنید. وقتی که او حتی به مدت چند ثانیه آرام شد، به سمت او برگردید و آرام بگویید: " من به صدای قشنگ تو گوش می کنم ، می توانم کمکت کنم ؟"

تفریح را متوقف کنید:

اگر کودکتان به هنگام بازی و تفریح، ناله و زاری کرد، به او بگویید:" تو داری گریه می کنی؟ تو به قوانین آشنایی داری و می دانی قرارمان چیست ، اگر دوباره گریه کنی برمی گردیم خانه."

-7 نسنجیده حرف زدن

به کودکتان یاد بدهید که قبل از عمل کردن ، فکر کند:

- ثانیه هایی را که کودکتان طبق روش بالا برای فکر کردن می گذراند- تا مبادا احساساتی عمل کرده باشد و فکر می کند تا حرف سنجیده و عمل شایسته ای از او سر بزند ممکن است موجب بروز یک تحول اساسی در او شود ، مخصوصا در حالت های پرتنش و بالقوه خطرناک .

نتایج را در نظر بگیرید.

- به کودکتان یاد بدهید که از خود چنین سؤالاتی را بپرسد: «آیا این کار درست است یا نه؟ آیا باعث ناراحتی کسی می شود؟ آیا مشکلی برایم پیش خواهد آورد؟ اگر آن کار را انجام دهم ، اثر عمیقی روی من خواهد گذاشت؟» به او بیاموزید فکر کند که یک پیشگوست و می تواند آینده را ببیند، بعد از خودش بپرسد، اگر آن را انجام می دادم، چه اتفاقی می افتاد؟

با اودر قانون تصمیم گیری انتقادی سهیم شوید، مثلاً بگویید:" اگر احساس راحتی نمی کنی ، انجامش نده"

از اشتباه ها درس بگیرید.

اگر کودکتان تصمیمی غیرعاقلانه گرفت، از این اشتباه به عنوان فرصتی برای کمک کردن به او استفاده کنید، در این صورت او برای تصمیم گیری بعدی آماده تر می شود .

-8گاز گرفتن

سریع بچه ها را از هم جدا کنید.

هرگاه کودکتان کسی را گاز گرفت ، به او بگویید:« تو نباید مردم را گاز بگیری».

کودکتان را از موقعیتی که باعث درگیری می شود، جدا کنید.

به کودک گاز گرفته شده ، توجه بیشتری کنید:

- برای این که به کودکتان بیاموزید که گاز گرفتن باعث آسیب دیگران می شود، کمک کنید تا فکرش را گسترش دهد، بچه مصدوم را دلداری و تسکین دهید و به او بگویید :" خیلی متأسفم ، باید دردت آمده باشد، می توانم کمکت کنم؟"

رفتار دیگری به او بیاموزید:

- اگر کودک نوپای شما در حال دندان درآوردن است ، چون لثه هایش زخم هستند، از گاز گرفتن لذت می برد و دوست دارد اشیاء را گاز بگیرد، بنابراین مطمئن شوید که او چیز مناسبی برای گاز گرفتن دارد تا به این طریق ناراحتی اش را برطرف کند. معمولاً چون بچه ها مهارت های بیانی شان گسترش نیافته تا بتوانند نیازهایشان را بیان کنند ، احساساتشان جریحه دار می شود. سعی کنید به کودکتان کمک کنید تا احساساتش را طبقه بندی کند. اگر او به اندازه کافی بزرگ شده است به او یاد بدهید بگوید:«دارم عصبانی می شوم» یا «می خواهم بازی کنم».

- وقتی کودکتان مشغول بازی است از نزدیک بر او نظارت داشته باشید، به این ترتیب می توانید قبل از این که کسی را گاز بگیرد ، مانع او شوید. به آرامی دستتان را روی دهان او بگذارید و بگویید :" تو حق نداری کسی را گاز بگیری ، هرچه که می خواهی در قالب کلمات به ما بگو."

- اگر کودکتان هنوز حرف نمی زند، او را از وضعیتی که ممکن است کسی را گاز بگیرد دور سازید و فعالیت دیگری را به او پیشنهاد کنید، مثلاً بگویید:" دوست داری با خاک رس بازی کنی یا با قالبهایت ؟"

ادامه دارد...

 منبع : زن روز

راه حل های خوب برای رفتارهای بد بچه ها ( قسمت سوم )

در قسمت قبل راهکارهایی در مورد رفتارهای کودکان به ویژه سرکشی ، نق زدن ، نسنجیده حرف زدن و گاز گرفتن  ارائه دادیم اینک در ادامه می خوانیم...

9 -حرف گوش نکردن

خودتان شنونده خوبی باشید.

به فرزندتان نشان دهید که به حرف های همسرتان ، دوستانتان و خود او گوش می دهید . این ضرب المثل قدیمی همیشه یادتان باشد ." تنها به یک دلیل دو گوش و یک دهان داریم ." بیشتر از آنچه که حرف می زنید ، به حرف های کودکتان گوش کنید.

با او با ادب و احترام صحبت کنید.

- اگر از کودکتان به شدت انتقاد کنید، یا بر سر او فریاد بکشید، او داد و فریاد خواهد کرد. از خود بپرسید: اگر بچه بودید ، دوست داشتید چگونه با شما صحبت می کردند؟

- قبل از این که صحبت کنید، توجه کودکتان را جلب کنید:

- برای این که مطمئن شوید به شما نگاه می کند، به آرامی چانه اش را بلند کنید و بگویید :" لطفا به من نگاه کن و گوش کن ببین چه می گویم!"

-لحن صدایتان را آرام تر کنید.

- اگر با لحنی ملایم وآرام با کودکتان صحبت کنید، احتمالاً دست از جار و جنجال برخواهد داشت ، معلم ها به تأثیر و کارکرد این روش اطمینان دارند و از آن استفاده می کنند.

-حرفهایتان را کوتاه و مختصر، با لحنی شیرین و خوشایند و واضح و روشن بگویید.

- اگر بچه ها بدانند که مجبور نیستند به یک سخنرانی طولانی گوش دهند، بیشتر پذیرا و شنوای حرف های شما خواهند بود. بنابراین حرف هایتان را خیلی مختصر به او بگویید ؛ گاهی اوقات گفتن تنها یک کلمه ، تأثیر بسیار خوبی دارد: " تکالیف! کارهایت!"

-تا سه بشمارید.

بچه ها، قبل از پاسخ دادن به سؤال های شما ، نیاز به وقت بیشتری برای تفکر درباره آنچه شنیده اند دارند؛ وقتی که سؤالی از آنها می پرسید یا خواهشی دارید، حداقل سه ثانیه صبر کنید تا او آنچه را شنیده ، فرا گیرد ودرک کند.

10 -زورگویی

به نوبت کار کردن و بازی کردن را به او بیاموزید :

ترتیبی دهید که بچه ها طوری بازی کنند تا با قوانین نوبت گیری آشنایی پیدا کنند. مثلاً به او بگویید: " وقتی که بازی می کنی، حتماً نوبت را رعایت کن . اول تو برو ، بعد نوبت دوستت است."

به او روش های منصفانه بازی کردن را بیاموزید.

شیر یا خط بیندازید : وقتی که دو بچه نمی توانند تصمیم بگیرند، شیر یا خط انداختن به آنها حق انتخاب می دهد، این عمل به آنها می گوید که چه کسی انتخاب کند ، چه کار کنند ، یا چه کسی اول برود.

مثلاً اگر کودک شما میزبان است ، اول دوستانش انتخاب می کنند که چه بازی  کنند.

قانون تساوی

این قاعده ساده و عادلانه همیشه کارساز است ، مثلاً بگویید :" اگر تو اول کیک را می بری ، بعد دیگری تصمیم می گیرد که کدام تکه را بردارد." این کار می تواند به روش های بسیار متفاوتی صورت بگیرد، مثلاً بگویید :" اگر تو ، نوع بازی را انتخاب می کنی ، پس اول دوستت بازی را شروع می کند."

وقتی که کودکتان قوانین تساوی حقوق را رعایت کرد، برای او توضیح دهید که چه کار خوبی کرده است ، در این صورت او بیشتر راغب خواهد بود که دوباره آن را تکرارکند، مثلاً بگویید :" متوجه شدم که چطور اسباب بازی  هایت را قسمت کردی ، حالا تو و دوستت هردو به یک اندازه اسباب بازی  دارید."

اگر کودکتان علی رغم تمام تلاش های شما ، باز هم به کارهای اشتباهش ادامه داد، نباید به او اجازه دهید که از زیر بار تذکرهای شما شانه خالی کند . شما باید او را مجبور کنید تا کاری را انجام دهد که مناسب سنش است.

گاهی لازم است کودکتان را تنبیه کنید، در اینجا چند تنبیه را که اثرگذار هستند ، ذکر می کنیم:

پولی کیفری : روی پیشخوان آشپزخانه ، یک شیشه خالی مربا بگذارید. هر وقت خطایی از کودکتان سرزد، باید سکه ای در شیشه بیندازد، وقتی شیشه پر شد آن را به یک مؤسسه خیریه با انتخاب خود او ببرید. اگر کودکتان خردسال است و پول توجیبی ندارد، با کمک خودش لیستی از کارهایی را که می تواند انجام دهد، به جای جبران کار اشتباهش تهیه کنید.

لیستی از کارهای روزانه ( جارو برقی کشیدن ، گردگیری کردن ، تا کردن لباس های شسته ) که خارج از مسئولیت های اوست تهیه کنید؛ به او بفهمانید که هر خطایی از او سر زند، باید یکی از این کارها را انجام دهد.

اگر رفتار بد کودک  شما ، دیگری را متأثر کرد، او را مجبور کنید که به آن شخص، نامه ای بنویسد ، یا گفتگویی رو دررو با او داشته باشد یا برای او هدیه ای را که خودش درست کرده است ، بفرستد.

حذف امتیازها : به او اطمینان دهید که داشتن امتیازها و حقوق ویژه او، تحت اختیار شماست؛ مثل تماشای تلویزیون  ، بازی های ویدئویی و صحبت کردن با تلفن.

آموختن

وقتی کودک شما زمان مدرسه اش نیست و در خانه ماندنش لطمه ای به درس نمی زند ، او را مجبور کنید تا در مقابل خطایی که انجام داده ، زمانی را در خانه به عنوان تنبیه  بماند از دو ساعت تا دو روز بسته به اهمیت خطایش- و همه حق و حقوق و امتیازهای اجتماعی اش را از او سلب کنید.

 

نوشته شده توسط samadi | +
آرشيو
آمار بازديد
كاربران آنلاين :
بازديدها :
ARTNet